ژان شاردن ( مترجم : اقبال يغمايى )

1729

سفرنامه شاردن ( فارسى )

مىپرداخت . اما اين گروه چون به طبع سفله و فرومايه بودند بهتر آن ديدند به جاى جنس پول نقد دريافت كنند كه قسمتى از آن را پس‌انداز نمايند . چنين كردند ، و از اين رو در آن قصر مجلل كه به اقامتگاهشان اختصاص يافته بود و اثاثهء گرانبها داشت به مسكنت زندگى مىكردند ، و مانند سگ غرق در كثافت به سر مىبردند . و به همين سبب ايرانيان مسكويها را پست‌ترين و كثيف‌ترين پيروان مسيح مىشمارند ، و آنان را به غرض تحقير ازبك اروپا مىنامند ، زيرا ازبكان پست‌ترين و كثيف‌ترين اقوام مشرق زمين مىباشند . پادشاه چون پستى طبع و نيّت خسيس ، و زشتى اخلاق و رفتارشان را دريافت و دانست كه ايشان سفير پادشاه خود نمىباشند ، و جز فروختن پوست و ديگر كالاهاى خويش و خريدن پارچه و چرم و چيزهاى ديگر ، مخصوصا به دست آوردن پول نقد هدفى ندارند ، به ايشان بىاعتنا شد . يكى از آنان درگذشت ، و ديگرى با چند تن از همراهانش دست خالى و بىآنكه جوابى به او داده باشند مراجعت كرد . دوك مسكوى از خفت و تحقيرى كه نسبت به فرستادگانش كرده بودند سخت ناراحت و خشمگين شد ؛ اما چون از ستيزگرى و رويارويى با شاه عباس دوم در هراس بود خشم خويش را فرو خورد و فرصت نگهداشت . در سال 1667 از خبر مرگ شاه عباس ثانى و پادشاهى يافتن جوانى نالايق و شرابخوار و زن‌باره آگاه شد . وى نخست بر اين انديشه بود كه به ايران حمله برد ، اما مصلحت آن ديد كه از جنگ علنى با اين كشور خوددارى كند . از اين رو به منظور انتقامجويى طوايف قزاق را كه در سواحل بحر سياه سكونت داشتند برانگيخت كه دسته‌جمعى به سواحل گيلان و مازندران حمله برند و آن سرزمين را به تصرّف خويش درآورند اما نه هرگز نام دوك را بر زبان آورند و نه اعتراف كنند كه آنان را به حمله كردن به ايران برانگيخته است . قزاقها فرمان دوك بزرگ مسكوى را پذيرفتند . شش هزار تن وسيله چهل قايق از درياى خزر گذشتند و وارد سواحل ايران شدند . قايقهاشان دراز و عريض و كم - عمق بود تا به تخته سنگهايى كه غالبا دو يا سه پا زير آبند تصادم نكنند . هر يك اين قايقها حامل دو توپ كوچك بود . نخست چهار هزار تن به شهر كوچك رشت واقع در گيلان حمله بردند . اين شهر خالى از افراد سپاهى و كاملا بىدفاع بود . آنان پس از كشتن بسيارى زن و مرد شهر را غارت كردند . سپس به سرعت تمام اموال غارت شده را به قايقهاى خود انتقال داده ، بر آنها سوار شدند و راه دريا را در پيش گرفتند .